| خانه | |
| آرشيو | |
| ايميل |
محزونولیشادمان |
|
آرشیو |
|
مدتهاست در اینجا ننوشتهام بلکه در صفحات خصوصی دفترچهام نوشتهام. علت این ننوشتن، مشکلاتی بود که در آخر سال 85 ایجاد شد.
در گفتن نیز مدتهاست در برابر افرادی، نمیگویم. به عبارت صحیحتر، منش آنها موجب آن است که دیگران حذف شوند و به دیگرسانسوری مبتلا هستند. پس دیگران، به خودسانسوری گرایش مییابند. من نیز در طول زندگی گذشتهاش بسیار به این بلیه دچار شدهام. اکنون در حال غلبه بر این عادت مذموم و نزدیک به ریاکاری و پنهان کننده حقیقت، که ضد اعتراف است میباشم.
به وقت سخن، سخن باید؛ اما به راستی/به وقت سکوت، سکوت باید؛ بدون رودرباستی
(گوینده:خودم)
پيام هاي ديگران () link مریم
با تشکر از همه عزیزان. از پیامهای شما دوستان، متشکر هستم و بهره میبرم. در خداوند موفق باشید. مریم۲۰۰۱[خداحافظ]
پيام هاي ديگران () link مریم
از ديد يك بيننده عادي به زندگي عيسي بنگريم. چه ميبينيم؟

ای عشق جاودانی ، به قلب ما خوش آمدی

من كه اينك خسته و شكستم در خداوند همه چيزم رو بستم
*
*
*
پدر ازلی من، آنچه دادی رحمت ماست آنچه ندادی حكمت ماست.
عيسا جان تو كه كلمه هستی، آن حكمت ازلی هستی كه در صورت زنی در كلامات هستی كه ندا میكند (امثال۱:۲۰-۲۳). پس ای حكمت ای سوفيا ای مادر آسمانی، همين كه جانام از تو كمی فاصله میگيرد نيازم را به تو حس میكنم. ای خداوند جانام به تو چسبيده است. در اين دنيا كه شريران قدرت دارند جان من در تو تنها آرامی میگيرد. اميد من شادی قلب من در ملكوتی است كه در قلبم برقرار كردی و آيندهای كه از آن توست. عيسا جان، تو را در لحظهای به ياد میآورم كه به اورشليم كه نماد مركزيت عمل توست گريان نگاه كردی و مغموم گفتی: ای اورشليم ، چند مرتبه خواستم فرزندان تو را جمع كنم مثل مرغی كه جوجههای خود را زير بال خود جمع میكند و نخواستيد، ... . تو كه شبان نيكو هستی با روح قدوسات لمسی تازه، حياتی نو، همان شادی اوليه و دلی طاهر در من باز بيافرين.
و مثل كسی كه مادرش او را تسلی دهد، همچنين من شما را تسلی خواهم داد و در اورشليم تسلی خواهيد يافت. (اشعيا۶۶:۱۳)
مادر آسمانی من، در حضور تو من در اورشليم حقيقی تو هستم. و ايمان دارم تو آسمانی جديد و زمينی جديد خواهی آفريد(اشعيا۶۵:۱۷-تاآخر). با شكرگزاری، آمين.
پيام هاي ديگران () link مریم
بارهای خیلی زیادی قبلاً داشتم اما هر چه بشتر مسيح خداوند را ميشناسم اين بارها سبكتر و سبكتر ميشه. او ميگويد بياييد نزد من اي تمام زحمتكشان و گرانباران و من شما را آرامي خواهم بخشيد. يوغ مرا بر خود گيريد و از من تعليم يابيد يرا كه حليم و افتادهدل ميباشم و در نفوس خود آرامي خواهيد يافت. زيرا يوغ من خفيف است و بار من سبك.
***
و در نهایت سه چیز باقی است: ایمان و محبت و امید که بزرگترین آنها محبت است.
این جمله ای از انجیل است و به یاد آن گردنبندی استفاده میشود که
سه نماد ایمان (صلیب) و محبت (قلب) و امید (لنگر) بر آن میدرخشد.
در خداوند شاد باشید.
شد آنكه اهل نظر بر كناره میرفتند، هزار گونه سخن بر زبان و لب خاموش (حافظ)
***
مرغ زيرك به در صومعه اكنون نپرد، كه نهادست به هر مجلس وعظی دامی. (حافظ)
***
در دوران پس از مکاشفه الهی در عیسی هر روز، روزی جدید در مکاشفه خداوند است پس هر روز عید است و روز شادی. هر روزتان در مسیح خجسته باد.
ازدواج مسيحی:
يك زمانی راجع به موضوع ازدواج تحقيق و تفكر زيادی داشتم و الان ايدههای مفيدی كه در زندگيم موثر واقع شده دارم. فقط يادتون باشه ديد انجيل راجع به ازدواج بسيار عالی و مثبت است.
پيام هاي ديگران () link مریم درخواست از عيسیمسيح و سپس خواب و آنگاه شفای خواهر نیلوفر: پنجشنبه عصر ارديبهشت سال ۸۲ در جلسه جوانان دعا کردم: خدایا خیلی از افراد که برایشان میگویم انگار اصلاْ تشنه نیستند یا باور نمیکنند پس لطفاْ کسانی را نشان بده که تو قبلاْ در زندگی آنها کار کردهای تا تجربه من برایشان مفید باشد. آخه شور و شوقام قابل نگاهداری در خودم و مخفی کردن نبود و خیلی اوقات سرریز میشد. صبح شنبه بخاطر دقایقی دیر بیدار شدن از سرویس محل کارم جا ماندم و ناشاد از اینکه باید خودم به شرکت بروم و تاخیر هم بخورم. باز هم سر ایستگاه سرویس رفتم و دقایقی صبر کردم شاید که به علتی امروز تاخیر سرویس داشتهایم اما نیامد که نیامد. قدمزنان به ایستگاه اتوبوس رفتم. از این خط آنچنان استفادهای نکرده بودم لذا از دختری که ایستاده بود پرسیدم: اتوبوس زود میآید؟ جواب داد: من منتظر سرويس هستم. - سرويس شما چه مسيري را ميرود؟ جوابش نشان ميداد كه از نزديك محل كارم رد ميشود. - منهم از سرويس جا ماندهام و آيا امكان دارد با شما باشم؟ - البته! در مسير صحبت كرديم. در هلالاحمر كار میكرد و من هم به ياد صليب سرخ افتادم. صحبت ارتباط آن دو شد و من باز به ياد مسيحام افتادم. اشاره كرد كه چند هفته پيش تجربهای داشته است: دو ماه پيش طی يك سفر خواهر ۱۶ سالهاش تصادف سختی كرده و در نتيجه با سری ورم كرده و بزرگ شده به كما فرو رفته است و دكتران نااميد. صبح روز دوم-سوم میگويد: حضرت عيسی، تو هم بالاخره پيامبر مايی، كاری بكن. شب خواب میبيند وارد كليسايی دراز با فضای نيمه تاريك میشود (به ياد كليسای عمانوييل افتادم) و از بين دو رديف نيمكت جلو میرود تا در جلو به كشيش میرسد كه لباسی شبيه كشيشهای كاتوليك پوشيده است. - جناب كشيش، من برای خواهرم شفا میخواهم. - بايد ايمان داشته باشی. - ايمان دارم. كشيش جامی حاوی آب سرخ رنگ میدهد تا خواهرش كه كنارش ايستاده بخورد. اما از رنگ ناآشنای آن درخواست میكند: امكان دارد به سر و رویاش بمالد؟ كشيش میپذيرد و او انجام میدهد و از خواب بيدار میشود. و اكنون خواهرش از كما بيرون آمده و در حال معالجه شكستگیهای مختلف بدن از جمله كمر و ستون فقرات است. قسمتی دیگر از داستان روبرویی من با او: انجیل را مثل هر کتاب دیگری از ابتدا با یک مداد آغاز کردم. از دید جامعهشناسی میخواندم. میخواستم بدانم اگر این کتاب در جامعهای مقدس محسوب شود چه بدبختیهایی را به بار میآورد. هر جا که برایم قابل هضم نبود را خرافات و تحریف شده محسوب کردم و نقاطی را که بین مرد و زن تفاوت مینهاد مثل ای برادران، علامت زدم. اما در سیر مطالعه سوالاتی که در طی فرآیند هفت ساله شکل گرفته و پرورده شده بود باز میشد. یکی از نقاط اوج آن در یوحنا۱۴:۱۷ (ترجمه تفسیری) بود: این پشتیبان و تسلیبخش همان روح پاک خداست که شما را با تمام حقایق آشنا خواهد کرد. مردم دنیا به او دسترسی ندارند، چون نه در جستوجوی او هستند و نه او را میشناسند. ولی شما در جستوجوی او هستید و او را میشناسید، چون او همیشه با شماست و در وجودتان خواهد بود. (تیتر وبلاگام) و این پاسخ یکی از سوالات پخته شدهام در مورد یکی از فرآیندهای اساسی زندگیام بود. یک نقطه محوری دیگر که مرا جلب نمود این بود که حرکت عیسی بر خلاف جهانبینیهای دیگر که دین آوردهاند دین را برداشته است. یعنی سیستمی ارائه داده است که مرزهای شریعتگونه را درمینوردد و فراتر از دین حرکت میکند. به عبارت دیگر شریعت او شریعت آزادی است. و این چیزی است که یک جامعه مسیحی را به ظاهر بیدین میکند اما اشتغالات فکری آنان ورای مسائل فرمولی میرود. البته چون دید من قبل از مطالعه انجیل به دید همه خدایی و وحدت وجود نزدیک شده بود و زاویه شخصیت مستقل خدا، که موجد اختیار ماست را کمتر میدیدم تمام سخنان عیسی مبنی بر الوهیتاش را با آن دید طی کردم. و در هفتههای ابتدایی که با الوهیت عیسی و تجسد خدا روبرو میشدم نمیتوانستم باور کنم که خدا چنین کاری را کرده باشد. کاری که کفر محسوب میشود و بخاطر همین است که محبت خدا را به خودمان ثابت میکند. کاری که در نظر ما غیرممکن است اما خدا ورای غیرممکن ما عمل میکند. عیسی انسانی نبود که خدا شده باشد و هیچ انسانی نمیتواند خدا شود اما خدای بینهایت خود را در جسم آشکار کرد. یکم آذر بود و من تمام مدت در فکر بودم. دو محور شخص و نوشتهاش را مد نظر قرار دادم و در ترازویی قیاس کردم. کفه سنگینتر را انتخاب کردم. دوم آذر دیگر قطعی بودم. (این قسمت ادامه داستان روبرویی من با او است.) ****************************************************************** کریسمس مبارکباد امروز ۵ دی ۸۵ است و ۳۲مین یادداشتام را مینویسم. در این ایام خجسته و میمون بخصوص از زمان سالگرد تولد روحانیام، سه دریافتی داشتهام که به عنوان هدایای کریسمس از طرف بابانوئل ۱. دعای ۲ آذرم را دریافت کردم: به قدری از برخی عاداتام ملزم هستم که از خودم به شدت ناراحتام و از آن عادات نفرت خاص مییابم. اهمیت رفع آنها برایم خیلی زیاد شده است و در هر عادت دنبال راهکار هستم. ۲. عصر شب یلدا، آخرین روز پاییز مراسم شام آخر را برگزار کردیم. از ابتدای جلسه نسبت به گذشته به طور ملموسی از وجودم «کنجکاوی» کردن بر اساس احساس عدم امنیت درونام، برداشته شد. در آن ۳ ساعت به طور پیشبینی نشده و ناخواسته، عملاْ در وضعیتی که درست بود قرار داشتم و برای اولین بار میزان آرامشی که در آن است را چشیدم. ضمناْ جایگزین آن در حل مسائل را در دعا فهمیدم. امیدوارم قوت عمل به آنچه فهمیدم را نیز بیابم. ۳. دیروز، درحالیکه مثل یک روز عادی گذراندم زمینه آغاز نور انداختن روی خاطرات منفی گذشتهام در وجودم مهیا شد. تا خطاهای خود را از تاریکی به نور نیاوریم نور نمیتواند میکرب آنها را از بین نبرد. اما در نور آوردن ضعفها و حادثههای ناخواسته خیلی سخت است چه آشکارسازی خطاهای خودمان چه آشکارسازی خطاهای دیگران. (زیرا در بیان و تحلیل رخدادها، عمل و نقش و اثر دیگران نیز در رخداد نیز مطرح میشود.) انشاءاله بزودی همه چیز را بیان خواهم کرد. * کلمه بابانوئل مرا به یاد کلمه عمانوئیل میاندازد که به معنای «خدا با ما» است. حدس میزنم که نوئیل به معنای خدا باشد. از خواهرم سارا متشکرم که به یادم آورد که ئیل در عبری یعنی خدا. بنابراین اگر نو را همریشه با نیو در انگلیسی بگیریم میشه پدر، خدای جدید. که میتواند آشکار شدن جدید خداوند در عهد جدید نسبت به عهد عتیق باشد. اگر عزیزی در این مورد اطلاع دیگری نیز داشت محبت میکند که اطلاع دهد. * کلمه انشاءاله به معنای اگر خدا بخواهد است و این آیهای از انجیل است که توصیه میکند در اموری که ممکن است انجام نشود و ممکن است آن چیز یا روش اراده خدا برای ما نباشد بگوییم اگر خدا بخواهد. اما اگر برنامهمان بطور واضحی مربوط به اراده نیکوی خدا برای ماست خوبست کلمه آمین را استفاده کنیم. مثلاْ استفاده از نجات مسیح که اراده خدا برای ماست. یادمان باشد در رخداد اراده خدا، خواست ما لازم است. البته خدا اجازه داده است که ما اراده او را نخواهیم (به تفاوت اراده خدا با اجازه خدا توجه کنیم). اكنون میخواهم در خصوص گفتار بزرگان در وصف کتابمقدس بنویسم: عمانوئیل کانت، فیلسوف آلمانی: وجود کتابمقدس، به منزله کتابی برای مردم، بزرگترین سودی است که نژاد بشر از آن برخوردار شده است. هر کوششی در جهت تحقیر این کتاب به منزله جنایتی است نسبت به بشریت. *** دانیال وبستر، وزیر امورخارجه ایالات متحده: اگر در فکر و قلم من چیزی قابل تحسین وجود داشته باشد، آن را مدیون والدین خود هستم که از بدو کودکی عشق به کتابمقدس را در من به وجود آوردند. چنانچه اصول آموزنده کتابمقدس را به کار ببندیم، کشور ما هر چه بیشتر کامیابتر خواهد شد؛ اما اگر ما و آیندگان ما از تعالیم و احکام آن سرباز زنیم، هیچ زبانی قادر نخواهد بود مصیبت بیوقفهای را که گریبانگیر ما میشود و شکوه و عظمت ما را به نابودی میکشد، توصیف کند. تامس کارلیت، نویسنده انگلیسی: کتابمقدس حقیقیترین بیانی است که به شکل حروف الفبا از روح انسان تراوش کرده است. کتابمقدس همچون پنجرهای است که خداوند گشوده تا همه انسانها بتوانند از داخل آن آرامش و سکون ابدیت را مشاهده کنند، و از دور خانهی فراموش شدهی خود را به یاد آورند. جان راسکین، نویسنده انگلیسی: در آثار من اگر هنر و شایستگی میبینید بدانید که آن را مدیون مادرم هستم که وقتی کودکی بیش نبودم هر روز قسمتی از کتابمقدس را برای من میخواند و مرا بر آن میداشت تا هر روز آیهای را از بر کنم. گوته(ادیب آلمانی شیفته حافظ): بگذار فرهنگ فکری به پیشرفت خود ادامه دهد، بگذار علوم طبیعی از جهت عمق و وسعت ترقی کنند، و فکر بشر هر قدر میخواهد بازتر شود، اما بدان که همه این پیشرفتها به قله فرهنگ اخلاقی مسیحیت، آن گونه که در اناجیل دیده میشود نخواهد رسید. هنری ون دایک: کتابمقدس که در شرق زاده شده و با سبک و فکر شرقی آراسته شده است، در جادههای این جهان با پاهایی آشنا قدم میزند و وارد هر سرزمینی میشود در آن جا خویشان خود را مییابد. کتابمقدس با زبان صدها قوم جهان با قلب آنان سخن میگوید. کودکان با عشق و علاقه به داستانهای آن گوش میدهند، و خردمندان از آن ها درس عبرت برای زندگی خود میگیرند. اشخاص شرور و مغرور از هشدارهای آن میترسند، اما دردمندان در آن صدای مادری دلسوز میشنوند. کتابمقدس آن چنان خود را در رویاهای ما تنیده است که محبت، دوستی، همدردی، از جانگذشتگی، خاطره و امید از سخنان چون دُر آن زینت یافتهاند. کسی که از چنین گنجی برخوردار باشد هرگز بیچیز و بیکس نخواهد شد. وقتی جاده تاریک میشود و مسافر ترسان و لرزان به وادی سایهها میرسد، از داخل شدن نمیترسد، بلکه عصا و چوبدستی کلام خدا را برمیدارد و به دوستان و رفقای خود میگوید: «خدا نگهدار؛ باز یکدیگر را خواهیم دید!» و با برخورداری از این حمایت، به تنهایی از گذرگاهی که پیش روی خود دارد میگذرد، درست همچون کسی که از میان تاریکی به سوی نور میرود. چارلز دیکنس: کتاب عهدجدید بهترین کتابی است که تا به حال در جهان شناخته شده و شناخته خواهد شد. آیزاک(اسحاق) نیوتون، فیزیکدان و منجم انگلیسی: در کتابمقدس بیش از هر کتاب تاریخی مبتذل، آثار حقیقت به چشم میخورد. تامس هاکسلی، زیستشناس و نویسنده انگلیسی: کتابمقدس منشور آزادی فقیران و مظلومان است. نژاد بشر در شرایطی نیست که بتواند بدون آن بسر برد. هورس گریلی، روزنامهنگار و رهبر سیاسی ایالات متحده: غیرممکن است بتوان ملتی را که اهل مطالعه کتابمقدس است، از لحاظ ذهنی یا اجتماعی به بردگی کشید. آزادی بشر بر پایه کتابمقدس بنا شده است. جرج واشنگتن، اولین رئیسجمهور ایالات متحده و رهبر انقلاب امریکا جهت استقلال از استعمار انگلیس و اتحاد ایالات این کشور و از مهمترین چهرههای امریکا: بدون خدا و کتابمقدس غیرممکن است بتوان دنیا را به درستی اداره کرد. آبراهام (ابراهیم) لینکلن، ۱۶مین رئیسجمهور ایالات متحده و آزادکننده بردگان که ترور شد: به اعتقاد من کتابمقدس بهترین هدیهای است که خداوند به انسان عطا فرموده است. تمام نعمتهای نجات دهنده جهان (عیسیمسیح) از طریق این کتاب به ما میرسد. جان(یوحنا) کوئینسی آدامز، ۶مین رئیسجمهور ایالات متحده: احترامی که به کتاب مقدس دارم به قدری زیاد است که مطمئنم بچههای من هرچه زودتر خواندن آن را شروع کنند، این اعتماد من بیشتر میشود که آنان روزی شهروند مفیدی برای کشور خود و اعضای مورد اعتمائ جامعه خود خواهند شد. سالهاست که خود را عادت دادهام که هر سال تمام کتابمقدس را از اول تا آخر بخوانم. اندرو جکسون، ۷مین رئیسجمهور ایالات متحده:این کتاب صخرهای است که جمهوری ما بر آن قرار دارد. اولیسس سیمون گرانت(یعنی فیض)، ۱۸مین رئیسجمهور ایالات متحده: کتابمقدس لنگر آزادی ماست. ویلیام گلدستون، سیاستمدار انگلیسی: در طول عمر خود افتخار آشنایی با ۹۵ نفر از مردان بزرگ را داشتهام، که از این عده ۸۷ نفرشان پیروان کتابمقدس بودهاند. مهر اصالت خاص بر کتابمقدس خورده، و فاصلهای بیحد و حصر آن را از هر کتاب دیگری جدا ساخته است. ویلیام سوئرد، سیاستمدار ایالات متحده: تمام امید پیشرفت انسان به توسعه و گسترش نفوذ کتابمقدس بسته است. پاتریک هنری، سیاستمدار ایالات متحده: کتابمقدس میارزد به تمام کتابهایی که تا به حال به چاپ رسیدهاند. رابرت لی، فرمانده نیروهای کنفدراسیون ایالات جنوبی امریکا در جنگ داخلی ۴ ساله (۲۵۸هزار جنوبی و ۳۶۰هزار شمالی کشته): در تمام مشکلات و نگرانیهایم، کتابمقدس همیشه برایم نور امید و نیرو بوده است. ناپلئون: کتابمقدس یک کتاب صرف نیست، بلکه یک موجود زنده قدرتمندی است که آنچه را که در برابرش قدعلم کند به خاک میمالد. لرد تنیسون، شاعر انگلیسی: مطالعه کتابمقدس خود یک نوع آموزش و تحصیل علم است. درست است که اینجا گفتههای برخی افراد را آوردهام اما به معنای علاقه ویژهای از طرف من به آن افراد نیست. اگر کار خوبی کردهاند باید از آن الگو بگیریم و اگر اشتباه کردهاند و از لحاظ انسانی شکست خوردهاند یک انسان شکستخورده هم به حقایقی دست پیدا میکند که برای دیگران ارزشمند است. ولی به هر حال افرادی بودهاند که در ابعادی جلو بودهاند. البته نمیدانم ذهنیتام درست است یا غلط اما روی ناپلئون، و عنوان فرمانده و سیاستمدار و رهبر سیاسی و حتی کلمه رئیسجمهور احساس خوبی ندارم مگر آنکه تاریخ، درستی آن فرد را تایید کند زیرا تزویرهایی که در زندگیام از اینگونه افراد دیدهام اعتمادم را سلب کرده است. اما از تفکر ژاپنی یاد میگیرم که بعد از حمله ژاپن به امریکا، وقتی تجربه تلخ هیروشیما را کردند، با این وجود برای پیشرفت کشور خود از تجربههای امریکا بسیار استفاده کردند و خود را محدود نکردند. یک نکته دیگر آن که کتابمقدس کتابی کاملاْ شرقی است و عیسی از لحاظ انسانی متعلق به فرهنگ فلسطین بوده است. و جای تعجب است که در غرب این کتاب اینگونه مورد تاکید قرار گرفته است. حافظ: گفت آن یار کزو گشت سردار بلند فیض روح القدس ار باز مدد فرماید برایم باز شده است که پدر آسمانی، بخشش و پاکی گناهان را برای هرکس که صلاح بداند از طریق خون عیسی فراهم میکند در حالی که ممکن است انسان خواهان بخشش، عیسی مسیح نجاتدهنده را نشناسد. لذا اگر شخص به پدر آسمانی اعتماد کند میتواند کافی باشد. همانگونه که ما بسیاری از نیازها را برای فرزندمان تهیه میکنیم در حالیکه ممکن است او بخاطر عللی نابینا باشد و متوجه نشویم از کجا تهیه کردهایم. فقط کافی است فرزندمان ما را پدر خود بداند و به ما اعتماد کند. اما اگر به چنان بصیرت و بلوغ فکری رسیده باشد به او خواهیم گفت نیازش و ناناش را از کجا و چگونه تهیه کردهایم، تا روزی همکار ما شود. و ما همکاران خداوند هستیم. شکرش راه منم و نجات منم هيچ کس نميتواند به خدا برسد مگر بوسيله من. آن کس که مردگان را زنده می کند و به ايشان زندگی می بخشد من هستم. من نور جهان هستم٫ هر که مرا پيروی کند در تاريکی نخواهد ماند. من مثل نوری آمده ام تا در اين دنيای تاريک بدرخشم، کتاب مقدس، زهر گلوله را گرفت - پنجشنبه 18 آبان 1385 کار ما نیست شناسائی راز گل سرخ ، کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم.
! تلقی کردم:
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
And the one put on the cross by his race
His crime, secrets of God would unveil
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
Anyone who is touched by God’s grace
Can do what Christ did, without fail.
يوحنا۱۴-۶
يوحنا۱۱-۲۵
يوحنا ۸-۱۲
تا تمام کسانی که به من ايمان مياورند در تاريکی سر گردان نشوند.
يوحنا ۱۲-۴۶
ایسکانیوز ـ یک رخداد کم نظیر، مردم ینگه دنیا را مات و مبهوت کرد: گلوله ای که به سینه شهروند آمریکایی شلیک شد به کتاب مقدس درون جیب پیراهنش خورد و او به طور معجزه آسا زنده ماند.
به گزارش دریافتی گروه حوادث ایسکانیوز، این مرد 54 ساله که نامش از سوی اف بی آی، آنتونی اعلام شده، دیشب کیسه های زباله را از خانه اش بیرون برد و در کنار یک خیابان جکسون ویل قرار داد. او اما ناگهان هدف تیراندازی دو نقابدار ناشناس قرار گرفت و روی زمین افتاد. جنایتکاران به خیال اینکه آنتونی مرده است بی درنگ با کادیلاک خود گریختند اما نه؛ این شهروند سالخورده زنده بود و حتی قطره ای خون از دماغش جاری نشد. می پرسید چرا؟ شاید باور کردنی نباشد، اما حقیقت دارد، گلوله درست به کتاب انجیل که در جیب پیراهن آنتونی بود خورد و ناجیش شد. گزارش ایسکانیوز می افزاید: این رخداد شگفت انگیز در حالی مردم آمریکا را مات و مبهوت کرده که اف بی آی تجسس های گسترده ای برای شناسایی جنایتکاران مسلح و افشای انگیزه آنان در دستور کار خود دارد.
اول آنکه، من از این دنیا رفتنیام. بابت این موضوع و همه چیزها از خداوند صمیمانه متشکرم.
دیگر آنکه، یلدای عیسای مسیح باز هم مبارک. این ایام، ایامی دوستداشتنی است. یادمون باشه یلدا یعنی تولد. درضمن مطابق انجیل، عیسی در زمان سرشماری، که هر کسی باید در شهر خود میبود و اگر مهاجرت کرده بود باید در آن روز به شهر خود برمیگشت، به دنیا آمد. در ۲۰۰۰ سال پیش، طبیعتاْ لازم بوده است زمان سرشماری را در فصل تابستان قرار دهند تا بتوان بدون هواپیما و امکانات رفاهی، سفر کرد. بنابراین به نظر من احتمالاْ عیسی مسیح در فصل تابستان بدنیا آمده است نه چله زمستان. اما چون زمان تولد را در طولانیترین شب سال در نظر میگیرند زیرا طلوع نور در ظلمت تیره آن شب یادآور طلوع او در جهان و زندگی شخصی ماست.
وقتی نور در یک اتاق تاریک میاد، خاک و غبار و آشغالهایی که در تاریکی در اتاق جمع شده را آشکار میکند. همینطور از وقتی عیسی را در قلبمان راه میدهیم وقتی چشممان به نور عادت کرد کمکم متوجه ضعفها و مشکلات درونمان میشویم و این دقیقاْ تجربه من هم بوده است. حالا حاضریم این بها را بدهیم که در نور خداوند خودمان را بشناسیم؟ برای این که هم زیبا و عالیست و هم دردناک است گاهی ترجیح میدهیم مثل لکلک سرمان را توی برف یلدا بکنیم و فکر کنیم اگه ما نمیبینیم آن وقت واقعاْ مشکلی وجود نداره! اما خداوند دقیقی که نور میاندازد و ناپاکیها را نشان میدهد چون عشق و محبت است راه پاک شدن از ناپاکیها را هم مهیا کرده و بهمان نشان میدهد. همون نور که از آتش است، وقتی وارد ما شد ما را با آتش پاک خواهد کرد. حالا این آتش را در این دنیا ترجیح میدهیم یا در زندگی پس از مرگ؟ آیا نجات خدا را در این دنیا ترجیح میدهیم یا داوری خدا را در امتداد زندگیمان پس از این دنیا؟
یادمون باشه نور هم روشن میکنه هم خاصیت پاککنندگی داره و هم گرمی میبخشه. گرمی حضور او را چقدر چشیدهایم؟ اگه یکبار عمیقاْ بچشیم هرگز فراموش نمیکنیم و برای همیشه عاشق عشق او میگردیم. راستی عشق خدا به ما بیشتره یا عشق ما به او؟ عشق او به ما ایثارگرانه است و اسم این عشق ایثارگرانه به یونانی آگاپه است. خدا عشق است و لذا میتوان گفت نام دیگر خدا میتواند آگاپه محسوب شود.
*** محبت خدا به انسان بيش از محبت انسان به خداست و درستش هم همينه زيرا عيسي مسيح ميگه خدا عشق است و عشق ايثارگرانه خدا كه برترين عشق است آگاپه ناميده ميشود.
*** اونقدری كه ماها عاشقيم خدا بيشتر عاشقه اما از قوانينی كه قرار داده تخطی نميكنه چون بايد عادل باشه و هر چيزی را در نظم سر جايش بذاره.
آیا آگاپه را در وجودمان پذیرفتهایم؟ آیا حاضریم عشق خدا را در وجودمان بپذیریم؟ آیا حاضر هستیم بهایی را که او برای پاک شدن ما و یکی شدن با ما پرداخت، بپذیریم؟ (یادمون باشه که خدای عادل و دقیق نمیتونه بیحساب از گناهان بگذرد و همه چیز نزد او برنامه دارد و منظم است. اما برای عشق او که قدوس و پاک است به آفریدگانش، لازم است ما هم پاک شده باشیم تا بتوانیم با او یکی شویم. او میخواهد با ما یکی شود و با ما و در ما زندگی کند.) آیا خون گرانبهای مسیح را که کفاره گناهان ماست و به زبان دیگر ادعای شیطان را بر ما باطل میکند، استفاده کردهایم؟ اگر روز داوری شیطان به خدا بگوید او (یعنی ما) جزو ملک او هستیم و مطابق قرارداد خدا و شیطان باید تحویل او بشویم، آیا خدا میتواند به او ثابت کند که ما متعلق به ملکوت خدا هستیم؟ آیا نام ما در دفتر پادشاهی خدا ثبت شده است؟
گر نامی همی طلبی، به صاحب دولتی پیوند
که از پیوند با عیسی، چنین معروف گشت یلدا. سنایی
***
مهر رخشا، نکوترین چهرست
شب یلدا، تولد مهرست .
این همایون شب خیالانگیز،
هست در آخرین شب پاییز
لفظ یلدا گرچه سریانیست،
شب مهرآفرین ایرانیست.
آخر پاییز جوجهها رو میشمارند، آخر پاییز ما که منتهی به روز داوری و حساب زندگی ماست، ممکنه همین امروز باشه. پس قبل از آنکه خداوند به حساب ما رسیدگی کنه خودمان جوجههایمان را کنترل کنیم. آخرین روز پاییز، که پس از آن یادبود ورود خداوند بین ماست، فرصت خیلی مناسبی برای رسیدگی سالانه است. اگه کسی این کار را نکرده، برای این کار هنوز دیر نشده، امشب هم فرصت خوبیه.
اصطلاح «وعده سر خرمن» هم من را یاد همین موضوع میاندازد. خرمن مربوط به محصول و دیدن ثمره زحمات است. چه روز خوبی است آن روز. اما اگه در خرمن ما آشغال و چیزهای ناپاک باشه چه کار باید بکنیم؟ چیزهای ناپاک مثل شعله آتشی است که خرمن ما را از بین میبرد.
امیدوارم زندگی ما صد شب یلدا نباشه چون شب یلدا تاریکترین شب ساله.
امیدوارم در زندگی ما طلوع ستاره صبح تجربه شده باشه.
هنگامی که مهر شما را فرا میخواند، از پیاش بروید، اگرچه راهاش دشوار و ناهموار است.
بازم یلدای عیسای مسیح مبارک.
پيام هاي ديگران () link مریم